آرامگاه هالیکارناسوس یا مقبره ماسولوس (Mausolus) یکی از عجایب هفتگانه دنیای باستان است. این بنای باشکوه به دستور آرتمیسیا، همسر ماسولوس، بین سالهای ۳۵۳ تا ۳۵۰ پیش از میلاد در هالیکارناسوس (بدروم در ترکیه امروزی) ساخته شده است.
امروزه، بقایای این آرامگاه در شهر ساحلی بدروم قرار دارد و بازدید از آن، فرصتی مناسب برای مسافران و گردشگران است تا با تاریخ باستان بیشتر آشنا شوند. بدروم با قلعه سنت پیتر، موزه باستانشناسی زیر آب و سواحل فیروزهای، یکی از محبوبترین مقاصد گردشگری ترکیه است.
در این مطلب از وبلاگ قصر شیرین سفری میکنیم به آرامگاه هالیکارناسوس بدروم ترکیه تا با تاریخ، معماری و داستانهای این آرامگاه باشکوه آشنا شویم.
آرامگاه هالیکارناسوس کجاست
بدروم، یکی از بهترین شهرهای ساحلی ترکیه است که در جنوب غربی ترکیه کنار ساحل دریای اژه قرار دارد و جزو شهرهایی است که در فصل توریستی به صورت ۲۴ ساعته فعال میباشد. شهری که در دوران باستان، با نام «هالیکارناسوس» شناخته میشد. این شهر، زادگاه هرودوت، پدر تاریخنویسی و محل آرامگاه باشکوه ماسولوس است.
روستاهای اطراف بدروم همراه با هتلهای کوچک و مهمانسراهای دنج که در خلیجهای آرام قرار گرفتهاند، زیبایی و جذابیت این منطقه را چند برابر کردهاند. شهر بدروم به چندین منطقه تقسیم شده است که هر کدام دارای ویژگیهای خاص خود میباشند. مناطق گومبت، باغلا، کارا اینجیر، اورتاکنت یالیسی، آکتور، بیتز، گومبت و بارداکچی در ساحل جنوبی، دارای سواحل شنی زیبایی هستند. همچنین سواحل اورتاکنت، بیتز و آکتور که پوشیده از زنبقهای آبیرنگ هستند، بازدیدکنندگان را مجذوب خود میکنند.
آب و هوای بدروم

بدروم یکی از شهرهای توریستی کشور ترکیه است که سالانه میزبان گردشگران و مسافران زیادی از سراسر دنیا است. آب و هوای آن معتدل مدیترانهای میباشد یعنی تابستانهایی نسبتاً گرم و زمستانهایی بارانی دارد و میانگین بیشینه دما در زمستان بدروم، حدود ۱۴ درجه سانتیگراد و در تابستان، حدود ۳۲ درجه سانتیگراد است. در واقع تابستانها گرم و مرطوب و زمستانها، هوا معتدل و آفتابی است.
بیشتر بخوانید: صفر تا صد سفر به ترکیه: راهنمای سفر به ترکیه
هالیکارناسوس کیست؟

آرامگاه هالیکارناسوس برای ماسولوس یا موزولوس، پادشاه و فرمانروای هخامنشیان در کاریا (Caria) ساخته شده است. ساتراپ شکل یونانیشده واژه «خشثرپاون» است که در زمان هخامنشیان به فرماندار یا استاندار یکی از بخشهای شاهنشاهی گفته میشد.
در سال ۳۷۷ پیش از میلاد، شهر هالیکارناسوس پایتخت امپراتوری کوچکی در سواحل مدیترانهای آسیای صغیر بود. درست در همین سال بود که فرمانروای این سرزمین، هکاتومنوس (Hecatomnus) از دنیا رفت و پادشاهی را به پسرش ماسولوس واگذار کرد. هکاتومنوس که یکی از ساتراپهای هخامنشیان بود، بهدلیل جاهطلبی توانسته بود کنترل چند شهر و منطقه اطراف را نیز به دست بگیرد.
پسرش ماسولوس نیز در زمان فرمانروایی خود این قلمرو را بیش از پیش گسترش داده بود تا جایی که بیشتر بخشهای جنوب غربی آسیای صغیر را نیز شامل میشد. ماسولوس و همسرش ملکه آرتمیسیا، برای مدت ۲۴ سال بر هالیکارناسوس و سرزمینهای اطرافش فرمانروایی کردند.
او با وجود اینکه یکی از اهالی همان منطقه بود اما یونانی حرف میزد و سبک زندگی و فرمانروایی یونانی را ستایش میکرد. ماسولوس، شهرهای زیادی را به سبک یونانی در کنار خطوط ساحلی پایهریزی کرد و از اجرای سنتهای یونانی استقبال میکرد.
بیشتر بخوانید: بهترین شهرهای ترکیه برای سفر
آرامگاه هالیکارناسوس چگونه ساخته شد؟
در سال ۳۵۳ پیش از میلاد، ماسولوس از دنیا رفت و همسرش آرتمیسیا را با قلبی شکسته تنها گذاشت. در این زمان، آرتمیسیا تصمیم گرفت تا باشکوهترین مقبره دنیا را برای گرامیداشت همسرش بسازد. این بنا خیلی معروف شد و امروز نام ماسولوس بهعنوان نماد آرامگاههای بزرگ در جهان باقی مانده است.
مجسمههای بینظیر و حکاکیهای برجستهای در این آرامگاه وجود داشت به همین دلیل، نام آن در میان عجایب هفتگانه دنیای باستان دیده میشود. از آنجایی که آرتمیسیا تصمیم گرفته بود بهترین آرامگاه دنیا را برای همسر فقیدش بسازد از پرداخت هیچ هزینهای کوتاهی نمیکرد.
او افرادی را به یونان فرستاد تا ماهرترین معماران عصر را پیدا کنند. معمارانی مانند ساتیروس (Satyros) و پیتئوس (Pytheos) شکل کلی مقبره را طراحی کردند. از میان پیکرتراشان مشهوری که برای مشارکت در پروژه دعوت شده بودند، بریاکسیس (Bryaxis)، لئوخارس (Leochares)، تیموتئوس (Timotheus) و سکوپاس (Scopas of Paros) را میتوان نام برد.
سکوپاس مسئول بازسازی معبد آرتمیس در افسوس، یکی دیگر از عجایب هفتگانه دنیای باستان نیز بود. طبق گفتههای پلینی، تاریخنگار رومی، بریاکسیس، لئوخارس، تیموتئوس و سکوپاس هر کدام مسئولیت زینت دادن گوشهای از مقبره را بر عهده گرفتند.
صدها کارگر، صنعتگر و هنرمند دیگر نیز برای ساخت بنا به این معماران کمک میکردند. تلاش و همکاری این گروه در نهایت منجر به ساخت بنایی با سه فرهنگ و سبک مختلف مصری، یونانی و لیکیایی شد.
آرتمیسیا اولین زن دریاسالار تاریخ

آرتمیسیا ملکه هالیکارناسوس، یکی از شجاعترین و زیباترین زنان زمان خود بود که نقش مهمی در امور نظامی و دریایی داشت.
بنای اولیه آرامگاه هالیکارناسوس
آرامگاه هالیکارناسوس روی تپهای بلند ساخته شده بود که از آنجا میشد کل شهر را دید. این آرامگاه در وسط یک محوطه محصور قرار داشت که روی یک سکوی سنگی بزرگ بنا شده بود. برای رسیدن به بالای سکو، یک پلکان زیبا وجود داشت که در دو طرف آن، مجسمههای شیرهای سنگی قرار داشتند تا از آن محافظت کنند. دور تا دور دیوارهای خارجی محوطه هم با تندیسهایی از خدایان و الهههای یونانی تزئین شده بود.
در هر گوشه از آرامگاه، مجسمههای جنگجویان سنگی سوار بر اسب دیده میشوند که نقش محافظت از آرامگاه را بر عهده دارند. خود آرامگاه اصلی در مرکز این سکوی سنگی قرار داشت و به شکل مربعی بود.
بخش پایین آن حدود یکسوم از ارتفاع کل بنا (که حدود ۴۵ متر بود) را تشکیل میداد و با بالا رفتن، شکل مخروطی پیدا میکرد. این بخش با مجسمههای برجستهای پوشیده شده بود که صحنههایی از تاریخ و افسانههای یونانی را نشان میدادند. مثلاً در یک طرف، نبرد قنطروسها (موجوداتی نیمهانسان نیمهاسب) با لاپیتها (قومی از یونانیان) حکاکی شده بود. در طرف دیگر، جنگ یونانیان با آمازونها (قبیلهای افسانهای از زنان جنگجو) به تصویر کشیده شده بود.
بخش میانی بنا از ۳۶ ستون باریک و بلند تشکیل شده بود. بین این ستونها، تندیسهای زیبایی قرار داشتند. پشت ستونها هم یک فضای توخالی بود که وزن سقف سنگین آرامگاه را تحمل میکرد. سقف بنا که یکسوم بالایی ارتفاع را تشکیل میداد، به شکل یک هرم پلکانی با ۲۴ طبقه ساخته شده بود. روی این سقف، یک مجسمه باشکوه بزرگ قرار داشت که معمار معروفی به نام پیتئوس، آن را طراحی کرده بود. چهار اسب قدرتمند که ارابهای را میکشیدند و ماسولوس (فرمانروا) و آرتمیسیا روی آن سوار بودند. این مجسمه نمادی از قدرت و شکوه آنها بود.

ویرانی آرامگاه هالیکارناسوس
مدت کمی بعد از شروع ساخت آرامگاه، آرتمیسیا با بحرانهای متعددی مواجه شد. رودس (Rhodes)، جزیرهای در دریای اژه بین یونان و آسیای صغیر بود که توسط ماسولوس فتح شده بود. وقتی اهالی رودس، خبر از دنیا رفتن ماسولوس را شنیدند شورش کردند و ناوگانی از کشتیها را برای تصرف هالیکارناسوس فرستادند.
هنگامی که آرتمیسیا متوجه شد اهالی رودس در راه هالیکارناسوس هستند، کشتیهای خود را برای مقابله با آنها، در انتهای شرقی بندر در جایی مخفی کرد. زمانی که نیروهای رودسی برای حمله از کشتی پیاده شدند، کشتیهای آرتمیسیا سر رسیدند و کشتیهای رودسیها را به داخل دریا هدایت کردند.
آرتمیسیا، سربازهای خود را با کشتیهای مهاجم به سمت رودس فرستاد. رودسیها نیز که فکر میکردند کشتیهای آنها با موفقیت به شهر بازگشتهاند، نتوانستند در برابر تهاجم سربازان آرتمیسیا از خود دفاع کنند. در نتیجه، شهر بهسادگی تحت تصرف سربازان آرتمیسیا درآمد و شورشها متوقف شد.
آرتمیسیا فقط دو سال بعد از مرگ همسرش زنده ماند. هر دو در آرامگاه نیمهتمام به خاک سپرده شدند. به گفته پلینی، کارگران و معماران تصمیم گرفتند که بعد از مرگ وی نیز به ساخت آرامگاه ادامه دهند چرا که این بنا میتوانست سبب به شهرت رسیدن آنها شود و هنر پیکرتراشان را به نمایش بگذارد.
این آرامگاه برای مدت چندین قرن پابرجا بود و مشرف به شهر قرار داشت. حتی زمانی که شهر به دست اسکندر کبیر سقوط کرد، این بنا دستنخورده باقی ماند. در جریان حملات دزدان دریایی در سالهای ۶۲ و ۵۸ پیش از میلاد، آسیبی به این بنا نرسید.
در واقع این بنا مدت ۱۷ قرن بر فراز ویرانههای شهر پابرجا بود تا اینکه در جریان زلزلههای قرن سیزدهم و پانزدهم، ستونهای بنا در هم شکست و ارابه سنگی به زمین افتاد. از سال ۱۴۰۴ بعد از میلاد، تنها قسمتهایی از پایه آرامگاه در میان خرابهها قابل تشخیص بود.
بیشتر بخوانید: جاهای دیدنی مارماریس؛ راهنمای جامع سفر و جاذبههای گردشگری ترکیه
نابودی آرامگاه توسط صلیبیان

صلیبیان از آنجایی که چندان احترامی برای فرهنگهای باستانی قائل نبودند، از قرن سیزدهم این شهر را اشغال کردند. آنها بسیاری از ساختمانهای سنگی شهر را به بناهای دلخواه خودشان تبدیل کردند. در سال ۱۵۲۲ شایعاتی مبنی بر احتمال حمله ترکها به شهر شنیده شد. این شایعه، صلیبیان را وادار کرد که برای افزایش استحکام و قدرت دفاعی شهر، قلعهای بسازند.
آنها برای ساخت دیوارهای این قلعه، بخشهای باقیمانده از بقایای آرامگاه را شکستند. با وجود این، بخشهایی از سنگهای مرمرین جلا داده شده بنا هنوز هم در آن مکان باقی ماندهاند.
در این زمان، گروهی از شوالیهها وارد بخش اصلی بنا شدند و اتاقی را کشف کردند که یک تابوت بزرگ درون آن قرار گرفته بود. چون دیر وقت بود، شوالیهها تصمیم گرفتند تابوت را صبح روز بعد باز کنند. اما صبح که به آن محل برگشتند تا گنجینههای موجود در تابوت یا آرامگاه را بردارند چیزی پیدا نکردند.
آنها احتمال دادند که اهالی مسلمان شهر، مسئول این سرقت هستند اما بیشتر به نظر میرسید که صلیبیان گنجینههای ارزشمند آرامگاه را غارت کرده باشند. قبل از اینکه بقایای تندیسهای آرامگاه به آهک تبدیل شود، شوالیهها تعدادی از بهترین نمونهها را به قلعه بدروم منتقل کردند. این بقایا مدت سه قرن در همان قلعه قرار داشتند. در نهایت سفیر بریتانیا تعدادی از تندیسهای قلعه را به دست آورد که اکنون در موزه بریتانیا نگهداری میشوند.
کشف بقایای آرامگاه توسط چارلز نیوتون (Charles Newton)

در سال ۱۸۵۶، موزه بریتانیا، چارلز توماس نیوتون باستانشناس را برای جستوجوی بقایای آرامگاه فرستاد. او در این راه کار بسیار سختی داشت. نیوتون مکان دقیق آرامگاه را نمیدانست و برای خرید همه زمینهای اطراف به هزینهای بسیار سنگین نیاز داشت.
نیوتون، گزارشهای نویسندگان قدیمی مانند پلینی را مطالعه کرد تا مکان و ابعاد تقریبی بنا را به دست آورد. سپس مجموعهای از زمینهای اطراف ناحیه را خریداری کرد و به جستوجو پرداخت. او برای اکتشاف منطقه در سراسر زمینها تونلهایی کنده بود. در نهایت توانست مکان تعدادی از دیوارها، پلکان و سه گوشه از پایه بنا را پیدا کند. به این ترتیب او متوجه شد که باید کدام زمینها را برای جستوجوی بیشتر خریداری کند.
نیوتون منطقه را حفاری کرد و بخشهایی از تندیسهای برجسته دیوارهای ساختمان و قسمتهایی از سقف پلکانی آرامگاه را پیدا کرد. همچنین یک چرخ شکسته ارابه از تندیسی که در بالای سقف قرار گرفته بود را یافت.
او موفق شد تندیسهایی را پیدا کند که معتقد بود مجسمه آرتمیسیا و ماسولوس هستند که روزی بر فراز بنا قرار داشتند. در واقع همان زلزلهای که این تندیسها را پایین انداخته بود، آنها را با پنهان نگه داشتن از دیدهها حفظ کرده بود. این تندیسها در رسوبات و گلولای پنهان شده بودند، در نتیجه برای ساخت قلعه توسط صلیبیان مورد استفاده قرار نگرفته بودند.
امروزه این آثار هنری در تالار Mausoleum Room در موزه بریتانیا نگهداری میشوند.
بازدید از آرامگاه هالیکارناسوس
آرامگاه هالیکارناسوس یا آرامگاه ماسولوس قرنها بزرگترین بنای هالیکارناسوس به حساب میآمد و جالب است بدانید آخرین بنای باقی مانده از عجایب هفتگانه جهان باستان بود که متاسفانه به دلیل زلزلههای قرنهای سیزدهم و پانزدهم، امروزه تنها ویرانههایی از آن باقی مانده است. آرامگاه ماسولوس در شهر بدروم ترکیه قرار دارد و مقصدی ایده آل برای گردشگران تور بدروم میباشد.
بسیاری از گردشگران در کنار خرید تور استانبول، بدروم را هم به برنامه خود اضافه میکنند تا هم از جاذبههای تاریخی لذت ببرند و هم از سواحل زیبا استفاده کنند. همچنین، ترکیب بدروم با تور آنتالیا گزینه محبوب دیگری است که تجربهای کامل از تاریخ، دریا و تفریح را در یک سفر به شما هدیه میدهد.
اگر به دنبال سفری خاطرهانگیز هستید، بررسی قیمت تور ترکیه و گزینههای متنوع آن میتواند نقطه شروع خوبی باشد. تورهای ترکیه قصر شیرین بهترین فرصت برای شما هستند تا سفری بدون دغدغه و لذتبخش را تجربه کنید.
با انتخاب این تورها، از خدماتی مانند پرواز با ایرلاینهای معتبر، اقامت در بهترین هتلها با صبحانه و خدمات با کیفیت، ترانسفر فرودگاهی و بازدید از جاذبه های گردشگری ترکیه همراه راهنمای مجرب فارسیزبان و بیمه مسافرتی بهرهمند میشوید.
سوالات متداول (FAQ)
۱. آرامگاه هالیکارناسوس کجاست و چگونه میتوانم از آن بازدید کنم؟
آرامگاه هالیکارناسوس (مقبره ماسولوس) در شهر ساحلی بدروم ترکیه قرار دارد. امروزه تنها ویرانههای آن (عمدواً پایه و چند قطعه سنگ) باقی مانده و بازدید از آن رایگان است. سایت باستانی در مرکز شهر بدروم و نزدیک قلعه سنت پیتر واقع شده و در تمام طول سال باز است. کافی است با پیادهروی یا تاکسی به آنجا بروید.
۲. آیا بازدید از آرامگاه هالیکارناسوس ارزشش را دارد؟
بله، اگر به تاریخ باستان علاقهمند هستید حتماً ارزش بازدید دارد. این بنا یکی از عجایب هفتگانه دنیای باستان بود و آخرین عجایبی است که نابود شد. هرچند امروزه فقط ویرانههای سادهای باقی مانده، اما قدم زدن در همان مکانی که هزاران سال پیش یکی از باشکوهترین بناهای جهان بود، حس خاصی دارد. بهترین کار این است که بازدید از آرامگاه را با قلعه بدروم و موزه باستانشناسی زیر آب ترکیب کنید تا تجربه کاملتری داشته باشید.
۳. بهترین زمان سفر به بدروم برای دیدن آرامگاه هالیکارناسوس چه موقع است؟
بهترین زمان از اواسط فروردین تا اواسط خرداد و همچنین مهر و آبان است. در این ماهها هوا معتدل (۲۰ تا ۲۸ درجه)، شلوغی کمتر و قیمت هتلها مناسبتر است. تابستان (تیر و مرداد) بسیار گرم و شلوغ است، اما اگر ساحل و تفریح میخواهید مناسب است. زمستان هم آرام و خلوت است و برای بازدید از جاذبههای تاریخی بدون ازدحام عالی است.